
از برادران انصارحزب الله دو تن در دوران اصلاحات بیشتر از دیگران نامشان زبان به زبان می گشت و در هر جمع و محفلی که بار اصلاحی می یافت حضور تاثیرگذاری از خود به جای می نهادند!! و البته در بزرگترین حادثه ی به وقوع پیوسته در دوران اصلاحات ، یعنی ماجرای کوی دانشگاه نقش تعیین کننده ی نیز داشتند! این دو شخصیت کسی نیستند جزء مسعود نمکی که این روزها با حضور در عرصه ی سینما، پوزیشن فرهنگی به خود گرفته و البته با فیلم اخراجی ها این بار مناسبات خود را با مردم از دروازه لمپنیسم سینمایی برقرار کرده است! و دیگر شخصیت این بحث،حسین الله کرم است که به عنوان وابسته نظامی ایران در منطقه بالکان ، به آن سامان رهسپار شده است که البته اضافه کردن نام برادر سعید قاسمی نیز که از یاران این دو تن محسوب می شود، موضوع بحث را داغ تر می کند.
اول مسعود ده نمکی با فیلم اخراجی ها:
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 21 آوریل خود مطلبی را به بررسی فیلم ایرانی "اخراجی ها" اختصاص داده است.
در این مطلب با عنوان "فیلمی طنزآمیز درباره موضوعی دلگیر" می نویسد که فیلم اخراجی ها با استقبال گسترده مردم ایران مواجه شده و می پرسد به چه دلیل ایرانیان از هر قشر و گرایشی برای دیدن این فیلم سالن های سینما را پر می کنند؟
اکونومیست یادآور می شود که فیلم اخراجی ها را مسعود ده نمکی کارگردانی کرده و می افزاید برای کسی که به کتک زدن دانشجویان اصلاح طلب شهرت داشت، این فیلم به شکلی فریبنده، پخته به نظر می رسد. ده نمکی که زمانی از رهبران گروه های شبه نظامی بود، چماق را کنار گذاشته و یکی از پرفروش ترین فیلم های سینمای ایران را ساخته است.
این هفته نامه می نویسد که آقای ده نمکی، پس از ساختن دو فیلم مستند با موضوعات خشونت در فوتبال و روسپیگری، در نخستین فیلم داستانی خود اثری طنزآمیز و نسبتا گستاخانه را کارگردانی کرده که انبوه تماشاگران را به سینماها کشانده است.
به نوشته اکونومیست، این فیلم با تصویر کردن دسته ای از افراد خلافکار و معتاد که (برای دلایلی غیر ایدئولوژیک) راهی جبهه های جنگ شده و نهایتا به قهرمان تبدیل می شوند، باعث تعجب مقامات شده است.
به نوشته اکونومیست، موضوع اصلی فیلم، ماجرای مردی است که از زندان آزاد شده و با وجود مخالفت برخی مقامات محلی، همراه با چند تن از دوستان ناباب خود عازم جبهه های جنگ ایران و عراق می شود و این تجربه، او را متحول می کند و از او یک قهرمان می سازد.
این هفته نامه بریتانیایی می نویسد که زمانی که فیلم آقای ده نمکی نتوانست در جشنواره فیلم فجر در تهران به جایزه ای از سوی هیات داوران دست یابد، کارگردان تلویحا گفت که مقامات دولتی می خواستند به دلایل سیاسی این فیلم را منزوی کنند. البته این فیلم جایزه "فیلم منتخب مردم" را در همین جشنواره بدست آورد که آقای ده نمکی به نشانه اعتراض از دریافت آن خودداری کرد.
هم لیبرالها و هم بنیادگرایان
اکونومیست می افزاید که بی اعتنایی این فیلم به آنچه نمادهای مقدس انقلاب اسلامی محسوب می شود باعث شده است تا روشنفکران لیبرال از آن تقدیر کنند درحالیکه بنیادگرایان اسلامی نیز آن را ستوده اند.
به نوشته این هفته نامه، نخستین فیلم مستند آقای ده نمکی درباره روسپیگری نیز به اندازه اخراجی ها باعث جنجال شد، زیرا به طور تلویحی این نظر را مطرح می کرد که در جمهوری اسلامی، جامعه ایران در پشت پوششی از تقوا گرفتار فساد و فقر است.
اکونومیست می نویسد که جنگ ایران و عراق آقای ده نمکی را به شدت تحت تاثیر قرار داد و تا چند سال پیش، دفتر کار وی با کیسه های شن و جعبه های مهمات تزئین شده بود و بیشتر به محیط يک سنگر در خط مقدم شباهت داشت.
مسعود ده نمکی پس از بازگشت از جبهه به گروه موسم به انصار حزب الله پیوست که از طرفداران سفت و سخت آیت الله خامنه ای محسوب می شود و به اقدامات خشونت آمیز علیه مخالفان شهرت دارد. او بعدا سردبیری نشریه این گروه را هم بر عهده گرفت که علنا مروج کاربرد خشونت در صحنه سیاست بود.
به نوشته اکونومیست، انصار حزب الله نماد گرایش های افراطی در ایران است، بسیاری از اعضای آن در جنگ شرکت داشتند و از آنچه خیانت به آرمان های انقلاب در دوره اصلاحات اقتصادی دهه 1990 می دانستند سرخورده شده بودند.
این هفته نامه می افزاید که در حال حاضر، مسعود ده نمکی به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست اما همچنان نسبت به وجود فقر و فساد در جامعه ایران معترض است.
اکونومیست می نویسد که چنین دیدگاهی در فیلم اخراجی ها کاملامحسوس است، فیلمی که حاصل آمیزه ای از طنز سطحی و دیدگاهی شدیدا احساساتی است.
این هفته نامه در خاتمه اظهار می کند که ممکن است آقای ده نمکی روش های سیاسی خود را تغییر داده باشد و تشکیلات حکومتی اسلامگرا را به سخره بگیرد اما لیبرال های ایران همچنان نسبت به او ظنین هستند.
منبع:بی بی س
و بعد حاج حسین الله کرم و حاج سعید قاسمی:
«حسین اللهکرم» از فعالان جریان حزبالله که به تازگی به عنوان وابسته نظامی ایران در منطقه بالکان منصوب شده بود، سه شنبه 20 فروردین ماه تهران را به مقصد «زاگرب» پایتخت کشور کرواسی ترک کرد.
پرواز وی راس ساعت 5/3 بامداد سه شنبه بیستم فروردین به هوا برخاست. البته این پرواز شاهد حدود 30 تا 40 نفر از چهرههای نزدیک به جریان حزبالله بود که با حضور در فرودگاه، «استاد» خود را بدرقه میکردند.
مراسم خداحافظی اللهکرم از ایران البته به همین سادگی هم نبود زیرا این مراسم با خواندن شعر «آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست...» و ریختن اشک، به مراسمی احساسی بدل شد.
این در حالی است که با انتصاب «حسین اللهکرم» که از حامیان جدی «محمود احمدینژاد» در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود، تحلیلها و انتقادات زیادی از عملکرد مسئولان دولت نهم در این ماجرا در میان محافل خبری، سیاسی و وبلاگهای طیف حامی دولت احمدینژاد صورت گرفته است.
این انتقادات البته به نوع موضعگیریها و اظهارات اللهکرم پس از روی کارآمدن دولت نهم مربوط میشود؛ آنگاه که وی در نقش یک منتقد درونی، به نقد برخی عملکردها و اقدامات مسئولین و دستگاههای دولتی پرداخت.
با این حال، این چهره جریان حزبالله که نامش در مقاطع حساس و پرالتهاب دهه هفتاد و به خصوص پس از روی کارآمدن دولت اول «سید محمد خاتمی» همواره به عنوان یکی از سازمان دهندگان اصلی تظاهرات خیابانی و اقدامات جنجالی علیه سیاستها و برنامههای دولت اصلاحات در میان تحلیلگران و رسانهها مطرح بود، هیچگاه در نقد درونی دولت به سیاق برخی چهرههای دیگر جریان اصولگرا شناخته نشد.
اللهکرم هیچگاه همچون چهرههایی مانند «عماد افروغ» و «محمد خوشچهره» که در ابتدا حامی پروپاقرص دولت بودند اما سپس به منتقدین جدی او تبدیل شدند، عمل نکرد. او همواره به عنوان جدیترین حامی دولت نهم مطرح بود.
این مساله و نیز محبوبیت فوقالعاده و چهره کاریزماتیک اللهکرم در میان فعالین طیفی که بیشترین نقش را در رسیدن احمدینژاد به کرسی ریاست جمهوری ایفا کردند، باعث آن شد تا انتصاب او به سمت «وابسته نظامی ایران در بالکان» با مخالفتها و انتقادات گسترده بدنه اجتماعی حامی احمدینژاد روبرو شود و این اقدام دولت، از سوی برخی علاقهمندان اللهکرم بعنوان «اخراج منتقدین خودی اما پرقدرت و بانفوذ دولت نهم» تعبیر شد و گلایهها و شکوائیههایی را برانگیختهاست.
حکمی مشابه برای سعید قاسمی؟
همزمان با این مساله البته شایعات و اخبار غیررسمی از انتصاب «سعید قاسمی» مسئول واحد اطلاعات لشگر 27 محمدرسولالله در سالهای جنگ، به سمتی مانند سمت جدید اللهکرم در محافل سیاسی به گوش میرسد.
«سعید قاسمی» که درمیان نیروهای جوان حامی دولت به «حاج سعید» معروف است، مردی است که همانند اللهکرم از محبوبیت و کاریزمایی فوقالعاده درمیان گروهها و چهرههای جوان حامی احمدینژاد برخوردار است و یکی از اصلیترین سخنرانان و تئوریسینهای این طیف به خصوص در مسائل استراتژیک همراه با اشخاصی مانند «محمدعلی رامین» و «حسین اللهکرم» به شمار میآید.
پیشنهاد چندی پیش قاسمی برای «تشکیل هستههای مقاومت در قلب اروپا» یکی از آخرین تئوریهای وی بود که با واکنش گسترده محافل سیاسی داخلی و حتی بینالمللی روبرو شد.
بنابراین و در صورت عملی شدن شایعه انتصاب «سعید قاسمی» به عنوان وابسته نظامی ایران در یکی دیگر از مناطق مهم جهان و با توجه به سخنان جنجالی وی، دو واکنش از دو سوی مختلف را میتوان به انتظار نشست.
واکنش اول، عکسالعملی است که به احتمال زیاد توسط محافل بینالمللی و کشورهای خارجی به این مساله ابراز میشود.
واکنش دوم هم بدون شک متعلق به طیف جوان حامی احمدینژاد است که این انتصابات را به نوعی «از سر واکنی» منتقدین خودی توسط دولت نهم تعبیر میکنند.
نکتهای که نویسنده یکی از وبلاگهای نزدیک به دولت در توصیف واکنش خود به انتصاب اللهکرم به عنوان وابسته نظامی ایران در بالکان عنوان کرده، میتواند گویای تصور اصلی موجود در این جریان درباره فرستادن چهرههای معروف! به خارج از کشور باشد: «تقریبا چهارپنج ماه قبل بود که شنیدیم قرار شده او را [اللهکرم] برای ماموریت به یک کشور خارجی بفرستند یا به قول راوی به طور فنی او را از سر باز کنند. این موضوع آن روزها برایم «عجیب و غیرقابل قبول» مینمود».
انتصاب «سعید قاسمی» یا «حاج سعید» به عنوان وابسته نظامی ایران در یکی دیگر از مناطق مهم جهان، میتواند تعداد این مسائل «عجیب و غیرقابل قبول» را افزایش دهد.
منبع: آفتاب- محمد رضا یزدانپناه
|
+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 | موضوع: |